محمود احمدينژاد رئيسجمهور كشورمان كه پيش از ظهر امروز در مراسم معارفه محمدرضا رحيمي معاونت جديد حقوقي خود در امور مجلس گفت: بر اساس گزارش كميسيون تلفيق مجلس، دولت نهم قانونمندترين دولت در بين دولتهاي گذشته بوده است.
احمدينژاد تصريح كرد: بر اساس اين گزارش، موارد عدم رعايت قانون در دولت نهم آنقدر كم است كه ميتوان از آن چشمپوشي كرد و ما بيشترين اصلاح مصوبات ارجاع داده شده را داشتهايم.
احمدينژاد با اشاره به اينكه ميخواهيم بر روي مرز قانون حركت كنيم، گفت: اميدواريم با حضور آقاي رحيمي در معاونت حقوقي بتوانيم هر چه بيشتر در اجراي قوانين موفق باشيم.
احمدينژاد با اشاره به اينكه حدود 24 سال است كه محمدرضا رحيمي را ميشناسد، گفت: رحيمي از دلسوزان نظام است و از زماني كه در سنندج با ايشان آشنا شدم، ايشان را فردي سختكوش و تلاشگر ديدهام و حتي در مقابله با كساني كه ناجوانمردانه به اصل نظام خدشه وارد ميكردند يك تنه ميايستاد و با آنها حرف ميزد و آنها را محكوم ميكرد.
احمدينژاد با اشاره به اينكه رحيمي در هر سه قوه مجريه، قضاييه و مقننه سابقه فعاليت دارد، گفت: در ابتدا قرار بود ايشان را به عنوان سرپرست وزارت كشور منصوب كنم، اما نظرم تغيير كرد.
احمدينژاد درباره يكي از دلايل تغيير نظر خود براي رفتن رحيمي به وزارت كشور گفت: يك قلمها و زبانهاي به كار رفته است كه فرصت خدمت را از ايشان گرفت و فكر ميكرديم كه نگذارند در وزارت كشور خدمت كنند و با ايشان صحبت كرديم و موافقت كرد كه به عنوان معاونت حقوقي و امور مجلس دولت به جمع ما اضافه شود.
احمدينژاد با اشاره به اين نكته كه يك خدمتگذار ديگر به جمع ما اضافه شده است، گفت: اميدوارم آقاي رحيمي مانند زماني كه در ديوان محاسبات كار ميكردند همچنان در جهت رسيدن به اهداف نظام هماهنگ و همسو و همدل باشند.
فارس

حجت الاسلام روح الله حسينيان رييس مركز اسناد انقلاب اسلامي عصر دوشنبه به تالار شيخ انصاري دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران رفت تا به جبران برنامه لغو مجوز شده "پشت پرده اصلاحات" در آخرين روزهاي سال 86، اين بار با عنوان "آن سوي دوم خرداد" به بيان ناگفته هاي خود بپردازد. اما در ابتداي اين برنامه نيز برق سالن به صورت ناگهاني قطع و برنامه در تاريكي و زير نور شمع برگزار شد در حاليكه برق بخشهاي مختلف دانشگاه تهران روشن بود و فقط برق ضلع غربي اين دانشگاه و ازجمله دانشكده حقوق قطع شده بود.
اين كارشناس مسائل تاريخي اما پس از ورق زدن پر شتاب تاريخ از مشروطه تا انقلاب ايران و بررسي تيتروار انديشه هاي برخي جريان هاي سياسي، به آنچه كه موضوع برنامه بود، نزديك تر شد و در زمينه شكلگيري جريان دوم خرداد گفت: ما بايد براي اين جريان تفكيك قائل شويم چون طيف وسيعي از آن كساني هستند كه از يك طرف مباني فكري آنان التقاطي و رگ و ريشههاي ليبرالي دارد و از طرف ديگر افرادي هستند كه از مباني و انديشه فكري چندان خبر ندارند و با خبر نبودهاند و همان زمان هم كه به آنها اعتراض ميكرديم، ميگفتند اينگونه نيست و شرايط را درك نميكردند و برخي هم كه درك ميكردند، وقتي از آنان علت عدم موضعگيري را سئوال ميكرديم، ميگفتند اكنون مصلحت نيست و ما نميتوانيم در مقابل حاكميت آنان موضعگيري كنيم و به خاطر همين موضوع هم در جريان اصلاحات يك درگيري وسيعي برهمين مبنا بوجود آمد.
وي اظهارداشت: اتفاق عجيبي كه در جريان اصلاحات بوجود آمد اين بود كه كساني شعارهاي ليبراليسم دادندكه در اوايل انقلاب ديدگاه چپگرايانه و گرايشهاي ماركسيستي داشتند كه خيلي عجيب بود. آنان در اوايل انقلاب با يك تفكر ماركسيستي و به اضافه لعاب اسلام و شعارهاي اسلامي كه سعي ميكرد اسلام را برمبناي تفكر ماركسيست تفسير كند به ميدان آمدند. آنان معتقد بودند اقتصاد بايد دولتي باشد. بنيانگذاران اقتصاد دولتي ايران افرادي بودند كه در دوم خرداد شعارهاي بسيار راستگرايانه ميدادند.
وي دومين خصيصه و عملكرد اين افراد را در سياست خارجي، درگيري با ابرقدرتها و كشف كشورهاي ذره بيني خواند و گفت: اينها با كشوري همانند بوركينافاسو رابطه برقرار كرده بودند و اين كشوري بود كه حتي با ذره بين برروي نقشه جهان قابل ديدن نيست.
حسينيان در خصوص تسخير لانه جاسوسي نيز توضيح داد: تسخير لانه جاسوسي از سوي كساني انجام شد كه بعدها اظهار پشيمان كردند و با گروگانها مذاكره كردند و برسر ميز شام خوردند، سيگار كشيدن و نوشيدني نوش جان كردند.
وي با بيان اينكه سومين مسألهاي كه آنان تاكيد داشتند، هضم در قدرت جهاني بود، اظهارداشت: اولين مصاحبه آقاي خاتمي بعد از پيروزي در انتخابات با خانم كريستين امانپور به خاطر ذوب كردن يخهاي ميان ايران و امريكا بود.
حسينيان يادآور شد: درخصوص بحث استقلال، روزنامه صبح امروز مقاله داشت كه چه كسي گفته است استقلال خوب است. بعضي از كشورها استقلال نداشتند و يا استقلال كامل نداشتند مانند كشور ژاپن و پيشرفت كردند!
وي يكي ديگر از ويژگيهاي جريان دوم خرداد را نفي نمادهاي مذهبي عنوان كرد و گفت: در روزنامه خرداد به رغم روحاني بودن مدير مسئول آن، مفصل عليه حجاب نوشتند كه يكي از ادله محاكمه ايشان همين مقاله عليه حجاب بود و همچين عليه امام حسين(ع) هم مطالب فراواني نوشتند. يكي از مسايلي كه به شدت از آن دفاع ميكردند سكولاريزم و تقدس زدايي بود و نمونه اهم آن اسلام سياسي بود كه تلاش ميكردند اسلام را از حكومت جدا كنند و استدلال ميكردند كه از زماني كه حكومت اسلامي تشكيل شده است مردم بياعتقادتر و بيدين تر شدهاند و ارزشها كم رنگ شده درحاليكه اين دروغ واضح و روشن و غير اثبات شدهاي بود. در طول تاريخ هرگاه ايدئولوژي با حكومت ممزوج شده، نفوذش بيش از هرزماني است كه بدون قدرت بوده است.
حسينيان اما پس از اين مقدمه نسبتاً طولاني و تشريح مباني نظري جريان دوم خرداد به پرسشهاي دانشجويان پاسخ گفت.
وي درپاسخ به اين سئوال كه شما كه اين همه اسرار داشتيد، چرا اكنون مطرح ميكنيد، گفت: اينگونه نيست كه بنده اطلاعاتي داشته باشم و حرف نزده باشم. من هيچ گاه سكوت نكردم و حتي در دوران حاكميت جريان دوم خرداد همواره صحبت كردم، مورد اعتراض قرار گرفتم و مورد نفرت نيروهاي اصلاح طلب بودم و اين به نظرم مقداري بيانصافي است.
حسينيان در پاسخ به پرسشي درباره نقش خاتمي در جريان ۱۸ تير، گفت: تا آنجاكه من اطلاع دارم و بعضي از اسناد جريان ۱۸تير را ديدم، نقشي براي آقاي خاتمي به عنوان نقش منفي نديدم. من با تفكر و مباني آقاي خاتمي مخالف هستم ولي وي اهل توطئه نبود كه در اين مسايل دخالت داشته باشد. اما در معاونت وزارت كشور ستادي بود كه سعي ميكردند مسايلي را كه در كوي دانشگاه بوجود آمده بود، دامن بزنند و تلاش كنند كه طول بكشد و راهنمايي، تحريك و نيرو اعزام ميكردند.
اشاره رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي به تحريكات مصطفي تاج زاده معاون سياسي وقت وزارت كشور است كه برخي شعله ور شدن آشوب ها در روز دوم را محصول سخنراني تند وي در كوي دانشگاه مي دانند. همچنين سرنخ برخي تجهيزات يافت شده از درون آشوبگران، به ساختمان بلند وزارت كشور در ميدان فاطمي تهران مي رسيد.
پرسش درباره قتلهاي زنجيره اي، سوابق سعيد امامي و عاليخاني فاز سؤالات را قدري تغيير داد و حسينيان نيز تأكيد كرد: من دستي در قتلهاي زنجيرهاي نداشتم و حتي حاضرم كه قسم هم بخورم و كساني كه ادعا ميكنند بايد سند و شاهد ارايه كنند. من در آن زمان كارهاي نبودم كساني كه مسئوليت داشتند بايد دست داشته باشند و يا كساني كه در مقام فتوا باشند كه من هم در اين سطح نبودم.
وي در توضيح نظريه معروفش درباره قتل هاي زنجيره اي ادامه داد: قتلهاي زنجيرهاي را جرياني انجام داد و بعد انگشت اتهام را روي عده ديگري نشانه گرفت و بنده هم در برنامه چراغ پاسخ گفتم و بعد از آن شروع شد كه مرا متهم كردند.
حسينيان اما به نكته اي اشاره كرد كه شايد براي اغلب دانشجويان حاضر در سالن ناشنيده بود: در جريان انتخابات دوره هفتم از آقاي خاتمي حمايت كردم، با وجود اينكه ما جمعيت دفاع از ارزشها و كانديداي خاصي (حجت الاسلام ري شهري) داشتيم. حتي شبي كه آقاي خاتمي پيروز شد، بسياري از دوم خرداديها به من زنگ زدند و تبريك گفتند.
وي با اشاره به اينكه حتي با سعيد امامي درباره محمد خاتمي بحث هاي مفصلي داشته است، گفت: از سعيد امامي گلايه كردم كه چرا عليه آقاي خاتمي عمل مي كني، او استدلالي آورد و اطلاعات و اسنادي را به من نشان داد كه دشمني هاي بعدي با سعيد امامي به خاطر همين دشمنيهاي او در قبل از انتخابات بود. حرفش اين بود كه شما مطمئن باشيد كه آقاي خاتمي فرد خوبي است اما باندي كه او را حمايت ميكند آدمهاي بسيار خطرناكياند كه معتقد به نظام جمهوري اسلامي نيستند و اگر به قدرت برسند، امنيت كشور را به خطر خواهند انداخت كه همين جمله را آقاي خاتمي در سخنرانيهاي بعدي خود مطرح كردند.
رئيس مركز اسناد انقلاب افزود: جالب است كه كساني كه من را متهم كردند، پيشنهاد كرده بودند حسينيان به عنوان شخصيت بي طرف عضو شوراي نگهبان شود كه مقاله آن را هنوز در اختيار دارم اما بعد از پخش برنامه چراغ كه استدلال خودم را درباره عامل اصلي قتلها به عنوان عضو وابسته به جريان دوم خرداد مطرح كردم، اتهامات عليه من آغاز شد.
وي كه در 10 سال گذشته از او به عنوان يكي از مدافعان سعيد امامي ياد مي شود، ضمن تأكيد بر اينكه "سعيد امامي نقشي در اين قتلها نداشت زيرا در زمان وقوع قتل ها او مسئوليتي در وزارت اطلاعات نداشت و به عنوان مشاور وزير و بيكار بود و مشاور هم جايگاه تاثيرگذاري ندارد"، افزود: در سختترين شرايط كه مي توانستم عكس العمل نشان دهم، از او دفاع كردم و به همين خاطر در مراسم ختم او شركت كردم.
حسينيان اما درخصوص اتهاماتي كه عبدالله شهبازي نسبت به وي مطرح كرده است، اين ادعاها را مستند ندانست و با وجود آنكه حتي يكي از مجموعه كتاب هاي شهبازي به عنوان كتاب سال انتخاب شده است، گفت: اگر كتابهاي مهم وي را بخوانيد، بيشتر كتابهايي است كه برمبناي توهم توطئه نوشته شده است.
وي افزود: سعيد امامي نه تنها سابقه بهائيگري ندارد بلكه ايشان اهل روستاي آباده هستند و پدربزرگ ايشان كه سازنده مسجد امام حسن در همين روستا است روحاني بودهاند.
رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي با بيان اينكه آقاي شهبازي در مورد خود من نيز گفته بود كه حسينيان متولد روستايي است كه مركز بهائيون بوده، تصريح كرد: اولاً اصل اين مطلب دروغ است چرا كه روستاي ما روستاي افراد متعصب ديني بود و تنها در سال 1334 دو خانواده در آن متهم به بهائيگري بودند، اما همين دو خانواده در مسجد اعتراف كردند كه مسلمان هستند.
حسينيان با اشاره به اينكه شهبازي زمين و آسمان و دروغ و راست را به هم ميچسباند و نوشتههايش بر مبناي تخيلات است افزود: پدر سعيد امامي زنده است و انشاالله به زودي خاطرات وي از سوي مركز اسناد و انقلاب اسلامي چاپ خواهد شد.
وي با بيان اينكه دايي سعيد امامي در دوران رژيم پهلوي، رايزن نظامي ايران در آمريكا بوده است، افزود: اما اين سب نميشود كه به واسطه آن سعيد امامي را به بهائيگري متهم كنيم.
حسينيان در پاسخ به اين سؤال كه چرا مسئولين قتلهاي زنجيرهاي را بررسي نميكنند گفت: شايد مسئولين دغدغهاي در اين زمينه ندارند.
وي در پاسخ به اين سئوال كه از قول او بيان شده كه سعيد حجاريان از باند مهدي هاشمي است، گفت من هيچگاه اين مطلب را نگفته ام.
از وي درباره اتهام جاسوسي عباس عبدي سئوال شد كه پاسخ داد: من قاضي نيستم كه درباره جاسوسي نظر دهم اما چيزي كه در روزنامهها ثبت شد، اين بود كه وي كارهايي را براي بعضي از شركتهاي تحقيقاتي وابسته به سيا انجام ميداد كه اين مسأله به اثبات رسيد و محاكمه شد و مدتي هم در زندان بود و جزاي آن را ديد.
از حسينيان درباره صحت فيلمهاي بازجويي از سعيد امامي و همسرش پرسيده شد كه وي پاسخ داد: آن فيلمها صحت داشت. متاسفانه علت آن اين بود كه كار بازجويي و بازپرسي از دست وزارت اطلاعات و نيروهاي اطلاعاتي گرفته شده بود و يك گروه مستقلي به راهنمايي برخي اعضاي شوراي امنيت سابق و پيشنهادي كه به آقاي خاتمي دادند، پرونده را در دست گرفت و متاسفانه پرونده به انحراف كشيده شد اما خوشبختانه مساله براي خود آقاي خاتمي هم روشن شد و به همين دليل بازجويان اوليه از كار بركنار شدند و پرونده مجددا به گروه ديگري سپرده شد. اين بازجوها از نيروهاي چپ بودند ولي افراد متديني بودند كه پرونده را از انحراف خارج كردند و تا جايي كه در آن زمان ممكن بود، به مسير خودش برگرداندند. بازجويان اوليه هم دستگير و محكوم به قصاص و زندان شدند.
حسينيان درباره تفكرات خاتمي هم گفت: من آقاي خاتمي را يك روحاني روشنفكري ميدانستم كه با وي اختلاف هم داشتم. زماني كه دادستان ويژه روحانيت بودم، عليه وي اطلاعيه صادر كردم. چون آقاي خاتمي وزير ارشاد بود و مصاحبهاي انجام داده بود كه دادگاه ويژه را نقد كرده بود و من هم مصاحبهاي عليه وي انجام دادم.
حسينيان همچنين درباره جواد قديري يكي از عناصر سازمان منافقين و از عوامل انفجار 6 شهريور 60 مسجد ابوذر كه به جانبازي حضرت آيت الله خامنه اي نيز منجر شد، گفت: وي برادر خانم آقاي عطريانفر و هم اكنون نيز متواري است اما مكان وي نامشخص است.
وي درباره پاسخ به پرسشي درباره نقش بهزاد نبوي در انفجار ساختمان نخست وزيري و شهادت رجايي و باهنر هم اظهار داشت: در زمان مرحوم شهيد لاجوردي پروندهاي درباره اين انفجار گشوده شد و برخي نيز دستگير شدند اما برخي مسئولين طوماري به امام(ره) نوشتند كه ايشان هم با نظر مسئولين گفتند اينها را از زندان آزاد كنيد. حسينيان البته از ذكر نام اين مسئولين امتناع كرد اما ادامه داد فرد ديگري به نام محمدي هم دستگير شد و بخش مهمي از اطلاعات هم درحال كشف بود كه جنازه او در سلولش پيدا شد و مشخص نشد كه خودكشي كرده بود يا اينكه وي را كشته بودند. ولي مرحوم لاجوردي در وصيت نامه شان هم تذكر دادند كه زماني كه من رسيدم، اينها دست داشتند و خطراتي كه در آينده جمهوري اسلامي را تهديد ميكند، اينگونه است.
رجاء نیوز